حسن بن نوح القمري البخاري
10
كتاب التنوير (فارسى)
پادشاهان زمان قدر وى بواجبى مىدانستند و بدانش و تجربهء او حرمت فراوان مىنهادند . چنان كه مىدانيم ، در آن قرون و اعصار ، دانشمندان بيك علم و فن بسنده نمىكردند و بدنبال « ذو فنونى » عمرى را بتحقيق و تتبع مىگذراندند و مىخواستند از هر خرمنى خوشهاى و از هر خوشهاى دانهاى در دست داشته باشند . بنابراين ابو منصور نيز ، كه يكى از اجله و فحول عالمان آن زمان بود ، از اين راه و رسم بكنار نماند و تنها به پزشكى اكتفا نكرد بلكه در علم تاريخ و سير و رجال ايرانى و اسلامى نيز تبحر يافت و چون بكتابخانههاى عظيم انباشته بكتب متعدد قسطنطنيه ، دار الخلافه آل عثمان ، و بغداد و ديگر بلاد اسلامى دسترسى يافته بود و لحظهاى هم از مطالعه فارغ و غافل نمىماند لاجرم در كتابشناسى محققى بىنظير بود . اما جريان طبع و نشر اين كتاب چنين است : در آغاز تأسيس بنياد نيكوكارى نوريانى از جمله بركات و نعماتى كه شامل حال شد همكارى نزديك با عالم نبيل و سيد جليل آقاى سيد محمد كاظم امام سلمه الله تعالى بود ، ايشان ، در يكى از ديدارها و گفتگوها ، از طبع كتاب « التنوير » تأليف ابو منصور سخن بميان آوردند و گفتند نسخهاى مخطوط از اين كتاب در يك مجموعهء قديم ، در كتابخانه ملى ملك در تهران وجود دارد و يكى از نفائس ذخاير اين كتابخانه معظم و مغتنم بشمار مىرود . اما رسم الخط كتاب كهنه و سالخورده است و بواسطهء بدخطى و لا يقرء بودن بسيارى از كلمات و ابهام برخى اصطلاحات پزشكى و وجود اغلاط فراوان ، استفاده از آن نسخه بسى دشوار باشد . اما ايشان زمانى دراز ، در جستجوى نسخهاى ديگر از اين كتاب ، در كتابخانههاى تهران و برخى فهارس كتابخانههاى داخل و خارج ، تصفح و تفحص و استقراء به عمل آوردهاند و متأسفانه از نسخهاى ديگر نام و نشانى نيافتهاند تا اين اواخر ، كه در حيص و بيص جستجو و بوك و مگر گفتگو ، مجموعهاى مخطوط و نسبتا قديم ، نزديكى از كتاب دوستان تهران يافتهاند بنام